برایش
حرف اضافه/ضمیر ترکیبی در فارسی؛ یعنی «برای او» یا «به نفع او». مثلاً: «کتاب را برایش خریدم» یعنی کتاب را برای او خریدم.
مترادفها
برای او
جمله سازی با برایش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند بهترین هدیه را برایش تهیه کند و در روز تولد عزیزش سورپرایز کند.
💡 وقتی متوجه شد که او در شرایط سختی قرار دارد، تصمیم گرفت تمام توان مالی خود را برایش فراهم آورد تا مشکل حل شود.
💡 معلم با مهربانی تمام نکات مهم درس را برایش توضیح داد تا او بتواند در امتحان نهایی با موفقیت و نمره بالا شرکت کند.