سجم
لغت نامه دهخدا
سجم. [ س َ ] ( ع مص ) راندن ابر باران را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || درنگ کردن در کاری و انقباض از آن. ( از اقرب الموارد ). || راندن چشم اشک را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). راندن اشک. ( تاج المصادر بیهقی ) ( المصادر زوزنی ). ریختن اشک را. ( از اقرب الموارد ).
سجم. [ س َ ج َ ] ( ع اِ ) آب ظاهر و نمایان. ( منتهی الارب ). آب. ( اقرب الموارد ). || اشک. || برگ بید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
آب ظاهر و نمایان. یا برگ بید
جمله سازی با سجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نوامبر ۱۹۱۷ به دنبال انقلاب اکتبر اولین حکومت مستقل قفقاز در تفلیس دایر شد. کمیته قفقاز و سجم(سجم توسط سوسیال دموکرات نیکلای چخیدزه رهبری میشد) بمدت دو ماه وجود داشتند. در ۵ دسامبر ۱۹۱۷ کمیته آتشبس ارزنجان که به امضای عثمانی به عنوان ارتش سوم بود تأیید کرد.
💡 در ۱۰ فوریه ۱۹۱۸ سجم تصمیم به اعلام استقلال گرفت. دو هفته بعد در ۲۴ فوریه بهطور علنی ایجاد جمهوری دموکراتیک قفقاز اعلام شد.
💡 همچنین کپر و سجم، کپر برای نشستن در سایه آن و سجم برای خوابیدن