ستم ظریف

مترادف‌ها

ستم پنهان، ظلم ظریف

لغت نامه دهخدا

ستم ظریف. [ س ِ ت َ ظَ ] ( ص مرکب ) کسی که در پرده ظرافت ستم کند و این فعل را ظریفی گویند.( آنندراج ). کسی که ستم او ظریفانه بود:
حسن است ستم ظریف یاری
عشق است دلی نکرده کاری.درویش واله هروی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

کسی که در پرده ظرافت ستم کند و این فعل را ظریفی گویند.

جمله سازی با ستم ظریف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سلیم دختر رز از ستم ظریفی باز به سوی کعبه فرستد ز دیر بر دوشم

💡 ستم ظریف حریفان من، مرا گویند یکی ز مهر و وفا و، یکی ز طنز و عناد

💡 در آن دیار که بر دشمنان نمی خندند ستم ظریفی احباب تازگی دارد

💡 ساقی ستم ظریف و می از شعله شوخ تر جامی نداده جامی دگر می دهد مرا

💡 داد از ستم ظریفی بیداد داد داد! آتش به دیگری زدی و سوختی مرا

💡 ز جلوه در و دیوار خنده می بارد ستم ظریفی شوخ زمانه را چه شده است

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران