ستم اندیش
مترادفها
ظالم، ستمگر، زورگو
متضادها
عادل، دادگر
لغت نامه دهخدا
ستم اندیش. [ س ِ ت َ اَ ] ( نف مرکب ) ظالم. ( آنندراج ). مردم آزار و جفاکار. ( ناظم الاطباء ):
چو سیر کوفته دارد سر ستم پیشه
خبر دهد ستم اندیش را ز نرخ پیاز.سوزنی.
فرهنگ عمید
مردم آزار، ستمکار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ستم کار مردم آزار جفا کار.
جمله سازی با ستم اندیش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به سیر کوفته دارد سر ستم پیشه خبر دهد ستم اندیش را زنرخ پیاز
💡 گرم جور آن ستم اندیش و من از غم سوزان که نگیرد دلش از این ستم بیش از بیش
💡 داد خود عاقبت کار ز ما بستاند روزگار ستم اندیش که در کینه ماست