ستم امیز
مترادفها
ظالم، ستمگر، جائر، زورگو، مستبد
متضادها
عادل، دادگر، حقجو
لغت نامه دهخدا
( ستم آمیز ) ستم آمیز. [ س ِ ت َ ] ( نف مرکب ) ظالم و بی رحم. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
( ستم آمیز ) ۱. آمیخته به ظلم و ستم.
۲. (صفت ) ظالم، بی رحم.
فرهنگ فارسی
( ستم آمیز ) ( صفت ) ظالم بی رحم.