ستم ستیزى

واژه «ستم‌ستیزی» در زبان فارسی به معنای مبارزه، مخالفت و ایستادگی در برابر ظلم، بی‌عدالتی و رفتارهای ناعادلانه است و به حالتی اشاره دارد که در آن فرد یا گروهی تلاش می‌کند از گسترش ستم جلوگیری کند و حق و عدالت را در جامعه برقرار سازد. این واژه از دو بخش «ستم» به معنای ظلم، زورگویی و بی‌عدالتی و «ستیزی» به معنای مقابله، مقاومت و دشمنی تشکیل شده است و در مجموع به مفهوم مقابله فعال با ظلم و نپذیرفتن بی‌عدالتی دلالت دارد. هنگامی که گفته می‌شود فردی ستم‌ستیز است، منظور این است که او در برابر ظلم سکوت نمی‌کند و برای دفاع از حق و عدالت تلاش می‌نماید. این واژه در متون اخلاقی، اجتماعی و تاریخی بسیار به کار می‌رود و اغلب برای توصیف شخصیت‌های عدالت‌خواه، آزادی‌طلب و مبارزان اجتماعی استفاده می‌شود. در فرهنگ فارسی، ستم‌ستیزی یکی از ارزش‌های مهم انسانی محسوب می‌شود، زیرا نشان‌دهندهٔ روحیهٔ عدالت‌خواهی، شجاعت و مسئولیت‌پذیری در برابر جامعه است. برای مثال، ممکن است گفته شود فردی که در برابر ظلم حاکمان یا بی‌عدالتی اجتماعی ایستادگی می‌کند، شخصی ستم‌ستیز است. این واژه همچنین در ادبیات حماسی و دینی برای بیان مبارزه پیامبران، قهرمانان و انسان‌های نیکوکار با ظلم به کار رفته است. در برابر این مفهوم، سکوت در برابر ظلم یا پذیرش بی‌عدالتی قرار دارد که از نظر اخلاقی ناپسند شمرده می‌شود. بنابراین، «ستم‌ستیزی» به معنای مبارزه آگاهانه و فعال با ظلم و تلاش برای برقراری عدالت در جامعه است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] انسان در برخورد با همنوعان خویش، یکی از چهار حالت زیرا را می تواند داشته باشد
بدون تردید سه حالت نخست از نظر دین و خرد، زشت و محکوم است و تنها راه چهارم، فراروی انسان مؤمن باز است و او موظف است همه همت خویش را بکار گیرد که با ستمگر هر که باشد به ستیز برخیزد و ریشه ستم را هر جا باشد، بخشکاند و چنین روحیه ای در دیدگاه عقل و شرع از اصول خدشه ناپذیر اخلاق اجتماعی است که امام علی علیه السلام آن را بهترین نوع عدالت معرفی می کند: «اَحْسَنُ الْعَدْلِ اِعانَةُ الْمَظْلُومِ؛ بهترین شکل عدالت یاری کردن به ستمدیده است».
پیکار با ستم و ستم پیشه و یاری رسانی به مظلوم در اسلام به حدی مهم است که ترک آن گناه کبیره محسوب می شود.
ظلم و بیداد، آتش سوزانی است که اگر مهار نگردد همه چیز را در کام خود فرو می برد و همه ارزش های زندگی را به نیستی خواهد کشاند، به همین دلیل برای خاموش کردن شعله های سرکش آن به یک بسیج همگانی نیاز است. در مرحله نخست خود افراد تحت ستم و سپس دولت و مردم باید از وقوع و دوام بیداد جلوگیری کنند، چنان که در مرحله بعد خدا نیز به جنگ ستمگر خواهد آمد:
در دیدگاه اسلام، ستم پذیری نیز چون ستمگری محکوم است و هیچ کس حق ندارد زمینه ستم کشی خویش را فراهم آورد و در برابر ستمگر، نرمش و سازش نشان دهد؛ در قرآن مجید می خوانیم: «...لاتَظْلِمُونَ وَلاتُظْلَمُونَ؛ ستم نمی کنید و ستم نمی کشید».
بر این اساس، هر مسلمانی که مورد هجوم ظالم قرار می گیرد باید در حد توان مقاومت کند، دیگران را به یاری خویش ‍ طلبد و یا از تیررس ستمگر فرار نماید.
دولت ها موظفند زمینه هر گونه ستمگری و ستم پذیری را در جامعه نابود کنند و به هیچ کس اجازه کمترین ستم را ندهند. ضرورت چنین اقدامی نیاز به هیچ برهانی ندارد و مورد تأکید خردمندان است. حضرت امیر در مقام خلافت با صلابت و تأکید می فرماید: «...وَ اَیْمُ اللّهِ لاََنْصَحَنَّ لِلْخَصْمِ وَلاََنْصِفَنَّ لِلْمَظْلُومِ؛ به خدا سوگند، برای دشمن خیرخواهی کرده داد مظلوم را خواهم ستاند».