عبارت «سبز گردیدن» در زبان فارسی به معنای روییدن، رشد کردن و سرسبز شدن گیاهان و طبیعت به کار میرود. این واژه معمولاً برای توصیف حالتی استفاده میشود که زمین یا درختان پس از دورهای خشکی یا خواب زمستانی دوباره زنده و سرسبز میشوند. در معنای دقیقتر، سبز گردیدن بیانگر آغاز رشد گیاهان و ظهور رنگ سبز در طبیعت به دلیل فعالیت زیستی است. این ترکیب در متون ادبی فارسی نیز برای نشان دادن طراوت، زندگی و تازگی طبیعت به کار رفته است. از منظر زیستشناسی، سبز گردیدن نتیجه فعال شدن فرایند فتوسنتز در گیاهان و افزایش کلروفیل در برگها است. این واژه همچنین میتواند به صورت استعاری برای بیان امید، تازگی یا آغاز یک دوره جدید در زندگی انسانها استفاده شود. در ادبیات، سبز گردیدن اغلب نماد حیات، شکوفایی و بازگشت نشاط به طبیعت تلقی میشود. این ترکیب در توصیف فصل بهار بیشترین کاربرد را دارد، زمانی که زمین از حالت خشکی خارج شده و پوشش گیاهی شکل میگیرد. همچنین میتواند به معنای آماده شدن زمین برای کشاورزی و رویش دوباره محصولات طبیعی باشد. در مجموع، این ترکیب به معنای سرسبز شدن و آغاز دوباره حیات و رشد در طبیعت یا به صورت استعاری در مفاهیم انسانی است.
سبز گردیدن
لغت نامه دهخدا
سبز گردیدن. [ س َ گ َ دی دَ] ( مص مرکب ) برنگ سبز درآمدن. سبز شدن:
تا آسمان روشن شود چون سبز گردد آسمان
تا بوستان خرم شود چون تازه گردد یاسمین.فرخی.رجوع به سبز شدن شود.
فرهنگ فارسی
برنگ سبز در آمدن
جمله سازی با سبز گردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانه دل سبز گردیدن ندارد، ورنه من مدتی شد آبش از چاه زنخدان می دهم
💡 زنگ بندد تیغ چون بسیار مانَد در نیام مانع است از سبز گردیدن روانی آب را
💡 مانع است از سبز گردیدن روانی آب را ترمکن چون خضر لب از چشمه حیوان عمر
💡 محرمان وصل در خشکی نفس دزدیدهاند خار ماهی را نباشد سبز گردیدن در آب