لغت نامه دهخدا
سبزملیح. [ س َ م َ ] ( ص مرکب ) معشوقه سیاه چرده. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
سبزملیح. [ س َ م َ ] ( ص مرکب ) معشوقه سیاه چرده. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
معشوقه سیاه چرده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زبان فارسی برای رنگ آبی علاوه بر خود آبی (به معنای رنگ آب) از واژگانی همچون نیلی (از رنگ نیل)، فیروزه (از سنگ فیروزه)، لاجوردی (از لاجورد)، نیلوفری (از نیلوفر آبی) و کبود استفاده میشود. واژه سبز نیز میتواند به معنی «سبز»، «سیاه» یا «تاریک» باشد؛ بنابراین، در شعر فارسی، زنان دارای پوست تیره به عنوان سبزه مورد توجه قرار میگیرند، همانطور که در عباراتی مانند سبز گندمگون یا سبز ملیح توصیف میشوند.
💡 بهر سو از گلی، یار صبیحی است زهر نیشکری، سبز ملیحی است