لغت نامه دهخدا
زیباسرشت. [س ِ رِ ] ( ص مرکب ) نیک فطرت که دارای کردارهای نیکو باشد. ( ناظم الاطباء ). نیکونهاد. نیک طینت:
بجای چنین دلبر مهربان
که زیباسرشت است و شیرین زبان.نظامی.
زیباسرشت. [س ِ رِ ] ( ص مرکب ) نیک فطرت که دارای کردارهای نیکو باشد. ( ناظم الاطباء ). نیکونهاد. نیک طینت:
بجای چنین دلبر مهربان
که زیباسرشت است و شیرین زبان.نظامی.
نیک فطرت که دارای کردار های نیکو باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگفت آن خردمند زیبا سرشت جوابی که بر دیده باید نبشت
💡 گفت ای جویندهٔ زیبا سرشت من بهشتم آنچه دیدم از بهشت
💡 حورالقدوس والقدوس و آن زیبا سرشت الصبوح والصبوح اوراد در اسحار داشت
💡 خدمت من بهشت را ماند حور زیبا سرشت را ماند