زهر خوراندن

مترادف‌ها

مسموم کردن

لغت نامه دهخدا

زهر خوراندن. [ زَ خوَ / خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) زهر خورانیدن. به کسی زهر دادن. شخصی را وادار به نوشیدن سم کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).

جمله سازی با زهر خوراندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آخر علاءالدوله، عموی رستم، توانست با مساعدت سلطان محمد سلجوقی و لشکرکشی سلجوقیان به طبرستان، قدرت را به دست آورد و با زهر خوراندن به رستم، اسپهبد باوندیان گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران