لغت نامه دهخدا
زنوک. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گل فریز است که در بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
زنوک. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گل فریز است که در بخش خوسف شهرستان بیرجند واقع است و 150 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیا زشوق تو آشفته خاک راه علی کن زنوک خامه در نظم آبدار که سفتی
💡 جوال دور صفت تن فراخ و سر کوچک زمن زمان چو زنوک جوال دور حمار
💡 زنوک ناوک فولاد بازوان ناید هر آنچه بر جگر و دل زناوک نظر آید
💡 لبریز اگر شوی چو گل از زخم عافیت مرهم زنوک خنجر و نیش سنان مخواه
💡 بخیال لعل نوشت که رقیب قوت جان کرد همه شب زنوک مژگان در آبدار سفتم