زره باف

لغت نامه دهخدا

زره باف. [ زَ رِه ْ / زِ رِه ْ ] ( نف مرکب ) آنکه زره می سازد. ( ناظم الاطباء ). سازنده زره. زره گر:
زره باف گردون دوصد ماه و سال
نگردید تا حلقه ساز هلال
بنام سپهدار اقلیم شام
نشد این زره برکف او تمام.ملا طغرا ( از آنندراج ).رجوع به زره و زره گر شود.

فرهنگ فارسی

آنکه زر می سازد

جمله سازی با زره باف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگیری زره باف جولاه را نشانها بود مرد این راه را

💡 زموجش گه تعدی گاه انصاف گهی شمشیر گر گاهی زره باف

💡 گه زره باف شود باد و گهی جوشن دوز باد را طبع شد این پیشه ز زراد امیر

💡 چون حلقه زره نشدی بر دلم جهان گر عشق آن دو زلف زره باف نیستی

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز