زردمی

لغت نامه دهخدا

زردمی. [ زَ م َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( آنندراج ). رجوع به زر سرخ سپهر شود.

جمله سازی با زردمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گوگرد سرخ خواست ز من سبز من پریر در پیشش ار نیافتمی روی زردمی

💡 کی کردمی برآرزو از در به در وز کو به کو در روی عقل سرخ رو هرگز کجا رخ زردمی

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
شب خانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز