لغت نامه دهخدا
زردرخش. [ زَ رَ ] ( اِ مرکب ) نوعی اسب که رنگ سرخ و سفید در وی بهم آمیخته. بعضی گویند اسبی است با رنگ میان سیاه وبور. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رخش و زرد شود.
زردرخش. [ زَ رَ ] ( اِ مرکب ) نوعی اسب که رنگ سرخ و سفید در وی بهم آمیخته. بعضی گویند اسبی است با رنگ میان سیاه وبور. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به رخش و زرد شود.
( اسم ) نوعی اسب که رنگ سفید و سرخ در وی بهم آمیخته. توضیح: بعضی گویند اسبی است با رنگ میان سیاه و بور.
نوعی اسب که رنگ سرخ و سفید در وی بهم آمیخته بعضی گویند اسبی است با رنگ میان سیاه و بور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر روز چون سیمگون گشت راغ پدید آمد آن زرد رخشان چراغ