زراع
مترادفها
کشاورزی، زراعت
لغت نامه دهخدا
زراع. [ زِ ] ( ع مص ) زمین را جهت زراعت بکسی دادن در صورتی که تخم با مالک باشد. مزارعة. ( ناظم الاطباء ).
زراع. [ زَرْ را ] ( ع ص ) کشاورز. ( دهار ). کاشتکار. ( آنندراج ) کشتکار و زمین دار. ( ناظم الاطباء ). بسیار کشتکار: متی کنت ُ زراعاً اسوق السوانیا. ( از اقرب الموارد ). || نمام. سخن چین. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نمام که حقد را در دل دوستان کشت کند. ج، زراعون، زراعة. ( از اقرب الموارد ).
زراع. [ زُرْ را ] ( ع اِ ) ج ِ زراع. ( ناظم الاطباء ) ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) ( اقرب الموارد ). رجوع به زارع شود.
فرهنگ عمید
= زارع
فرهنگ فارسی
زارع
جمله سازی با زراع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس آماری در دههٔ ۱۳۹۰، از کل زمینهای زراعی ایران، ۵۶ درصد زیر کشت گندم، ۱۸ درصد زیر کشت جو، ۳ درصد زیر کشت برنج و ۲۳ درصد زیر کشت دیگر محصولات هستند. دیگر محصولات، به ترتیب درصد کشت، شامل مواردی چون یونجه، گوجهفرنگی، گونههای سبزیجات، خیار، نخود و لوبیا، زعفران، سیبزمینی و پیاز میشود.
💡 بدون رود نیل، تمام مصر بیابان میبود. سالانه تنها حدود ۲٫۵ سانتیمتر باران در سراسر مصر میبارد. اما هر تابستان، رودخانه به دلیل بارانهایی که در سرچشمهاش در جنوب اتیوپی میبارد، طغیان میکند. سیل، درههای رودخانه را میپوشاند و رسوباتی را که برای رشد درختان، گیاهان و محصولات زراعی مورد نیاز است، بر جای میگذارد.
💡 اندازهگیریهای جدید تشان میدهد که اندازهٔ دریاچه در سالهای اخیر کاهش و میزان شوری آب و آلودگیهای ناشی از حشرهکشها و کودهای زراعی در آن افزایش یافتهاست. این شوری که برابر با حدوداً ۴۵ در هزار اندازهگیری شدهاست بسیار بیشتر از میزان شوری آب دریاست. همچنین وجود آلودگیهای شیمیایی در آب دریای سالتون باعث آسیبرسیدن به حیات ماهیان و پرندگانی میشود که در آن نقطه میزیند.
💡 بوکنافیورد،[الف] یک خلیج کوچک و یا آبدره در استان روگالاند در کشور نروژ است که در شمال شرقی بین منطقهٔ زراعی یَرِن و کارموی در خشکی نفوذ میکند. بوکنافیورد اصلی، در قسمت خارجی تقریباً شبیه یک بازوی اقیانوس به نام اسکودنسفیورد است که در انتهای شمالی منطقهٔ زراعی یَرِن واقع شده است.