لغت نامه دهخدا
ریش پیش. ( اِخ ) دهی از دهستان بم پشت شهرستان سراوان. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمده آنجا غلات و خرما است. ساکنان از طایفه درارایی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ریش پیش. ( اِخ ) دهی از دهستان بم پشت شهرستان سراوان. دارای 150 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول عمده آنجا غلات و خرما است. ساکنان از طایفه درارایی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از دهستان بم پشت شهرستان سراوان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با دل ریش پیش درویشی به تمنای مرهمی بنشین
💡 بوی قدح از کون خری رستش ریش پیش آر سبو که ماند در خم سر گاو
💡 رسیده سر و ریش پیش زهار شکفت اندرون ماند آن شهریار