ریاد

لغت نامه دهخدا

ریاد. ( ع مص ) جستن. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مصدر به معنی رود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رود شود.
ریاد. ( ع اِ ) ریادالابل؛ جای آمد و شد کردن شتران پیش و پس در چراگاه. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ریاد الابل. جای آمد و شد کردن شتران پیش و پس در چراگاه.

جمله سازی با ریاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدرسه شماره ۲۰۳ در باکو نام ریاد احمدوف را به یدک می‌کشد.

💡 بیشتر مردم این محله تا چند سال پیش کشاورز و زمین‌دار بودند. با تبدیل شدن قلعه تل به شهر و پیشرفت و تکنولوژی تعدد مشاغل هم در نزد مردم ریاد شده‌است.

💡 در سال ۱۹۹۲، ریاد احمدوف به ریاست بخش اطلاعات وزارت دفاع جمهوری آذربایجان ارتقاء مقام یافت.

💡 ریاد احمدوف فرزند «فکرت» ۲۰ دسامبر سال ۱۹۵۶، در باکو در آذربایجان شوروی چشم به دنیا گشود. وی دانش‌آموخته رشته حقوق از دانشگاه دولتی آذربایجان با اخذ لوح تقدیر (سال ۱۹۷۹) بود.

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز