این کلمه به نام ابومحمد رویم بن محمد زید بن رویم بغدادی اشاره دارد، یکی از عارفان و فقیهان برجسته قرن سوم و چهارم هجری قمری. او از بزرگان تصوف و عرفان بوده و در بغداد زندگی میکرده است و نسبتش به جدش «رویم کبیر» بوده است. وی از مریدان جنید بغدادی بوده و خرقه او را دریافت کرده است، بنابراین نقش مهمی در سلسله عرفانی بغداد داشته است. او علاوه بر تصوف، در فقه ظاهریه، تفسیر قرآن و حدیث نیز تخصص داشته و نزد مشایخ زمان خود به «صاحب ادب» معروف بوده است. آموزههای عرفانی او بر محور توحید و توجه کامل به حق معنا مییابد و غیر خدا در اندیشه او مطرح نبوده است. رویم در تحلیل صفات صوفیان حقیقی، به تحیر و سستی سالکان و خطاهای برخی از طریقهها اشاره کرده و اهمیت طی مراحل عرفانی با دقت و رعایت آداب را تأکید میکرده است. آثار و تصانیف او شامل مباحث عرفانی و تصوف است و توسط عارفان و متفکران بعدی مانند غزالی و ابن عربی نقل و شرح شده است.
رویم
لغت نامه دهخدا
رویم. [ رُ وَ ] ( اِخ ) ابومحمد رویم بن محمد زیدبن رویم بغدادی. صاحب تألیفات در تصوف و عرفان و از بزرگان این طریقه است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ابومحمد رویم و اعلام زرکلی شود.
فرهنگ فارسی
ابو محمد رویم ابن احمد زید بن رویم بغدادی. صاحب تالیفات در تصوف و عرفان و از بزرگان این طریقه است.
جمله سازی با رویم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آشنائی از چه رویم دور می دارد ز خویش چون ز خویش و آشنا بیگانه می گرداندم
💡 بخود دلبستگی، قفل در فیض است بر رویم کلید آن قفل محکم را،نباشد جز گشاد تو
💡 گفتم: که روز سلمان شب شد ز تار مویت گفتا: نگر به رویم تا آفتاب بینی
💡 محبّت روی تو رویم نمیتواند دید که گفتهاند که القاص لا یحبّ القاص
💡 خانم خرامانخرامان به سویم آمد و رویم جست و چسبید، آی مار، به دادم برسید که به پاهایم پیچید؛ ولی دیر شده بود و دیگر مارپیچ و اسیر شده بودم.