لغت نامه دهخدا
رؤیتی. [ رُءْ ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به رؤیت. دیداری.
رؤیتی. [ رُءْ ی َ ] ( ص نسبی ) منسوب به رؤیت. دیداری.
منسوب به رویت. دیداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲. مرحله دوم پرتاب راکت و ماه نشین آپولو شعله قابل رویتی را تولید نکردند.
💡 گفت ادخل فی عبادی تلتقی جنة من رویتی یا متقی
💡 جوزف اسمیت، بازآورنده و اولین پیامبر کلیسا است. او در سال ۱۸۲۰ زمانی که ۱۴ ساله بود، رویتی از جانب خدا دریافت کرد که در آن به او گفته شد همه کلیساها در اشتباهاند و او نباید به هیچکدام بپیوندد. جوزف اسمیت مجدداً در ۱۸ سالگی رویت دیگر دریافت کرد که در آن از جانب فرشتهای به نام مورونی به او مأموریتی عظیم داده شد تا به دنبال الواح طلایی و لوحههای قدیمی بگردد.