روی گری
لغت نامه دهخدا
روی گری. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) سفیدگری. شغل و پیشه ٔروی گر. ( ناظم الاطباء ). عمل و شغل روی گر. صفاری. || ( اِ مرکب ) دکان روی گر. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(گَ )(حامص. )عمل و شغل رویگری.
فرهنگ فارسی
سفید گری. شغل و پیشه روی گر
عمل و شغل رویگر صفاری.
جمله سازی با روی گری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه دست بر روی گریان زنیم همه داستانها ز یزدان زنیم