روشن چشم

مترادف‌ها

شادمان، خشنود

لغت نامه دهخدا

روشن چشم. [ رَ / رُو ش َ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) آنکه چشمش روشن است. قریرالعین. شاد و مسرور.

فرهنگ فارسی

آنکه چشمش روشن است

جمله سازی با روشن چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بروی اوست مرا طبع شاد و روشن چشم بوصل اوست مرا تن جوان و تازه روان

💡 بر فروغ طلعتش هرگه‌که بگشایند چشم دیدهٔ احباب روشن چشم اعدا کور باد

💡 ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من آخرت رحمی نیاید بر دل مسکین من

💡 گر شود دیده مردم ز تماشا روشن چشم ما روشنی از سرمه عبرت گیرد

💡 بدو است روشن چشم امیر هر شب و روز که اوست مردمک چشم میر و نور بصر

💡 چشمم نورت در این و آن دید روشن چشمی که آن چنان دید

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران