روشن بصر

لغت نامه دهخدا

روشن بصر. [ رَ / رُو ش َ ب َ ص َ ] ( ص مرکب ) پاک نظرو بینا. ( ناظم الاطباء ). روشن بین. دانا:
خرد را تو روشن بصر کرده ای
چراغ هدایت تو برکرده ای.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پاک و نظر و بینا

جمله سازی با روشن بصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در آینهٔ دیدهٔ سید نظری کن تا باز نماید به تو روشن بصر ما

💡 جدائی شوق را روشن بصر کرد جدائی شوق را جوینده تر کرد

💡 تیره شده روز عدو از تابش تیغت وز گرد سپاهت شده روشن بصر فتح

💡 ای خوار و عزیز ری همه خاک رهت روشن بصر اصفهان ز گرد سپهت

💡 ای خاک رهت سرمه روشن بصران سوی تو روان به دیده صاحبنظران

💡 طلعت یوسف چه خواهد کرد گویی با دلم چون ببوی پیرهن روشن بصر بازآمدم

یوخ یعنی چه؟
یوخ یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز