لغت نامه دهخدا
روشن سینه. [ رَ / رُو ش َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) روشن ضمیر. روشندل:
بس روشن سینه ایم اگرچه
در دیده تو سیه گلیمیم.خاقانی.
روشن سینه. [ رَ / رُو ش َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) روشن ضمیر. روشندل:
بس روشن سینه ایم اگرچه
در دیده تو سیه گلیمیم.خاقانی.
روشن ضمیر. روشندل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر سالک دیرینهای دریاب روشن سینهای تحصیل کن آیینهای کانوار یزدان پرورد
💡 بین ما حائل یکی آئینه بود در پس آن پیر روشن سینه بود
💡 بس روشن سینهایم اگرچه در دیدهٔ تو سیه گلیمیم