روشن سواد

لغت نامه دهخدا

روشن سواد. [ رَ / رُو ش َ س َ ] ( ص مرکب ) باوقوف و دانای در خواندن خط. ( ناظم الاطباء ). || صاحب آنندراج کلمه را بمعنی آنکه برخواندن و مطالعه نمودن خط و کتابت قدرت داشته باشد آورده و بیت ذیل را شاهد قرار داده است:
صبحها روشن سواد نسخه آرام نیست
سطرکردی در نظر از مشق رم آورده ایم.بیدل ( از آنندراج ).اما در این بیت روشن سواد معنی سواد و پیش نویس و خط قابل خواندن و تمیز مثل پاکنویس و بیاض دارد.

فرهنگ فارسی

با وقوف و دانای در خواندن خط

جمله سازی با روشن سواد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون شرر روشن سواد فطرتیم اما چه سود نقطه‌ای تا گل کند آتش به بستر می‌زنیم

💡 تا به روی کار خط مشکفام آورده ای یکقلم روشن سوادان را به دام آورده ای

💡 تا شود روشن سواد کلبهٔ تاریک من می‌گذارد چشم روزن عینک از گلجام‌ها

💡 از گریه دیده ای که سفیدش نمی کنند روشن سواد سرمهٔ دیدش نمی کنند

💡 صبح محشر در غبار شام می‌سوزد نفس گر شود روشن سواد نامهٔ اعمال من

💡 تا شود روشن سواد نسخهٔ حیرانی‌ام صورت خود را یکی بنگر به چشم آینه

تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز