روز شمسی

لغت نامه دهخدا

روز شمسی. [ زِ ش َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مدت لازم برای اینکه یک نصف النهار دوبار بر خورشید بگذرد و آن کمی از روز نجومی درازتر است. روزهای شمسی با یکدیگر مساوی نیستند. رجوع به روز نجومی شود.
- روز شمسی متوسط؛ فاصله بین دو عبور آفتاب محاذی [ آفتاب فرضی که سرعت حرکت آن بر روی دایره ٔخسوف یکنواخت باشد ] متوسط بر صفحه نصف النهار است.

فرهنگ فارسی

مدت لازم برای اینکه یک نصف النهار دو بار بر خورشید بگذرد و آن کمی از روز نجومی درازتر است.

جمله سازی با روز شمسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مصر جشن‌ها و عیدهای مذهبی بسیار بود. هر روز در ماه منسوب به خدایی بود. برخورد نام و روز شمسی و قمری جشن داشت. روز نوزدهم ماه توت یعنی نخستین ماه سال منسوب به توت (ایزد) خدای بزرگ بود و آنهم توت نام داشت که عید ارواح و مردگان محسوب می‌شد.

💡 چرخش چنین ساعت درون‌جانداری لزوماً تقریباً دقیقاً ۲۴ ساعت (چرخهٔ روز شمسی کنونی زمین) است. در بیشتر موجودات زنده، ساعت‌های شبانه‌روزی همزمان داخلی این امکان را برای ارگانیسم فراهم می‌کند که تغییرات محیطی روزانه مربوط به چرخه شبانه‌روز را پیش‌بینی کرده و رفتار زیست‌شناسی خود را متناسب با آن تنظیم کند.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز