رودنه

لغت نامه دهخدا

( رودنة ) رودنة. [ رَ دَ ن َ ] ( ع مص ) مانده گردیدن: رودن رودنة؛ مانده گردید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مانده و کوفته گردیدن مرد. ( از اقرب الموارد ). خسته شدن.

جمله سازی با رودنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما خواهان منافع خويشتن هستيم، ولى هنوز نمى دانيم كه ادامه وضع فعلى منافع ما را بربـاد مـى دهـد، اما تدريجا ارقام و آمار زنده و گويا را مثلا در مورد مسابقه تسليحاتى دربـرابـر چـشـمـمـان مى گذاريم و مى بينيم چگونه نيمى از فعالترين نيروهاى فكرى وجـسـمانى جوامع جهان و نيمى از ثروتها و سرمايه هاى بزرگ در اين راه به هدر مى رودنه تنها به هدر مى رود بلكه در مسير نابود كردن نيم دوم به كار مى افتد!

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز