رود خونی

لغت نامه دهخدا

رودخونی. ( اِخ ) دهی است از دهستان امجز بخش جبال بارز از شهرستان جیرفت واقع در 43هزارگزی جنوب شرقی مسکون و 6هزارگزی شمال راه مالرو مسکون به کروک. منطقه کوهستانی و سردسیر است و 50 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه تأمین میشود و از محصولات عمده اش حبوب و غلات و لبنیات قابل ذکر است. شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفه امجزی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
رودخونی. ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان حتکن بخش جبال بارز از شهرستان کرمان واقع در 50هزارگزی شمال شرقی زرند و 2هزارگزی باختر راه مالرو خانوک به راور. دارای 15 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از دهستان حتکن بخش جبال بارز از شهرستان کرمان.

جمله سازی با رود خونی

💡 روزی به دام افتد و از دیده‌اش رود خونی که صید در دل صیاد میکند

💡 شبنم از دامان گلها خون بلبل را نشست کی به شستن می رود خونی که دامنگیر شد؟

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
اوج یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز