رنگریزی
مترادفها
رنگ کردن، رنگآمیزی
لغت نامه دهخدا
رنگریزی. [ رَ ] ( حامص مرکب ) رنگرزی. صباغی. رجوع به رنگریز و رنگرزی شود.
فرهنگ فارسی
رنگرزی صباغی
جمله سازی با رنگریزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتست که رنگریزی تاک کنند خوبان چمن جلوه بر افلاک کنند