صباغی

مترادف‌ها

رنگ‌کن، رنگ‌ساز

لغت نامه دهخدا

صباغی. [ ص َب ْ با ] ( حامص ) رنگرزی.

فرهنگ معین

(صَ بّ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) رنگرزی.

فرهنگ فارسی

رنگرزی صباغت.

ویکی واژه

رنگرزی.

جمله سازی با صباغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بال بگشای که از گلشن روم آمده‌اند فوجی از صعوه به صباغی چنگال عقاب

💡 گفت ما زاغیم همچون زاغ نه مست صباغیم مست باغ نه

💡 نه صباغی، اما درین سبز گلشن؛ که طاقش گه ازرق بود گاه اربد

💡 اگرنه صنع صباغی به من آموخت عشق تو چرا مشکم همی‌ کافور گشت و لاله‌ام جادی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران