بطرب اوردن

مترادف‌ها

شاد کردن، شادمان کردن، دل خوش کردن

متضادها

غمگین کردن، افسرده کردن، دلگیر کردن

لغت نامه دهخدا

( بطرب آوردن ) بطرب آوردن. [ ب ِ طَ رَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بنشاط، بوجد آوردن. در وجد و حالت آوردن. ( یادداشت مؤلف ). تطرب. اطراب. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( بطرب آوردن ) بنشاط بوجد آوردن ٠ در وجد و حالت آمدن ٠ تطرب ٠

کلمات مرتبط