لغت نامه دهخدا
رنگرزی کردن. [ رَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صباغی کردن. رنگ کردن پارچه و جز آن. و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود:
بروزگارخزان زرگری کند شب و روز
بروزگار بهاران کندت رنگرزی.منوچهری.
رنگرزی کردن. [ رَ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صباغی کردن. رنگ کردن پارچه و جز آن. و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود:
بروزگارخزان زرگری کند شب و روز
بروزگار بهاران کندت رنگرزی.منوچهری.
صباغی کردن رنگ کردن پارچه و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگرزی سنتی به رنگرزی گفته میشود که بدون دخالت عوامل صنعتی و مواد شیمیایی انجام میشود. در رنگرزی سنتی عموماً از پاتیلهای بزرگ برای رنگ کردن کالای نساجی استفاده میشود. در این نوع رنگرزی از مواد رنگزای طبیعی برای رنگ کردن استفاده میشود.
💡 رنگ همانندی در صنعت نساجی ترکیب رنگهای اصلی با هدف حصول یک رنگ خاص به منظور به دست آوردن رنگ نمونه را میگویند. در حرفه رنگرزی مشتری نمونهای از کالای نساجی با رنگ خاص را به رنگرز میدهد و از او میخواهد تا رنگ کالای خود را دقیقاً شبیه نمونه درآورد و رنگرز با توجه به تجربه خود و همچنین رنگ همانندی کردن این درخواست سفارش دهنده را بررسی میکند.
💡 روز عید پاک به ویژه بچهها تخم مرغهای رنگین را، که خرگوش در گوشه و کنار باغ پنهان کرده، پیدا میکنند و با لذت میخورند. رنگ کردن تخممرغ، سنتی دیرین است و احتمالاً اشاره به هنر رنگرزی عیسی مسیح دارد که جامهها را به هر رنگی که میخواست درمیآورد. چنانکه خاقانی هم در در قطعاتی به آن اشاره کردهاست: