رمز شناس

لغت نامه دهخدا

رمزشناس. [ رَ ش ِ ] ( نف مرکب ) شناسنده رمز. واقف بر رمز. دقیقه شناس. اشاره شناس. ( آنندراج ). کسی که عالم به رموز باشد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رمز شود.

فرهنگ فارسی

شناسنده رمز واقف بر رمز دقیقه شناس اشاره شناس کسی که عالم برموز باشد

جمله سازی با رمز شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وگرچه پاس تو دارم به چشم رمز شناس که آنچه در نظرم بود محتمل کردی

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
نیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز