لغت نامه دهخدا
رضا کند. [ رِ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش شهریار شهرستان تهران. سکنه 455 تن. آب آن از قنات و رود کرج. محصول آنجا غلات و سبزی و سیب زمینی و چغندرقند و اقسام میوه. راه آن ماشین رو. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
رضا کند. [ رِ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بخش شهریار شهرستان تهران. سکنه 455 تن. آب آن از قنات و رود کرج. محصول آنجا غلات و سبزی و سیب زمینی و چغندرقند و اقسام میوه. راه آن ماشین رو. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
ده از دهستان بخش شهریار شهرستان تهران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناکس نه درک خشم خدا از رضا کند کی ترک اعتراض به امر قضا کند
💡 من خود کشم انتظاروصلش لیکن گر حضرت او رضا کند خوش باشد
💡 خالی نگردد از گل بی خار دامنش خاری اگر وطن به مقام رضا کند