لغت نامه دهخدا
رشنه. [ ] ( اِخ ) گویا نام محلی است در این شعر فرخی:
از درون رشنه تا کُه پایه های کژروان
سبزه از سبزه نبرد لاله زار از لاله زار.فرخی.
رشنه. [ ] ( اِخ ) گویا نام محلی است در این شعر فرخی:
از درون رشنه تا کُه پایه های کژروان
سبزه از سبزه نبرد لاله زار از لاله زار.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ردای عافیت بس خام باف است، آتشی در زن که من زین پنبه عمری رشنه و زنار می رشتم