رسمو

لغت نامه دهخدا

رسمو. [ رَ ] ( اِ ) مگس عسل را گویند. ( آنندراج از فرهنگ دساتیر ) ( انجمن آرا ). زنبور عسل را گویند و به عربی یعسوب خوانند. ( برهان ). نحل و زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ).
رسمو. [ رَ ] ( اِخ ) نام دیگر جزیره اقریطش است، و نسبت بدان رسمی است. ( یادداشت مؤلف ): ولد بجزیرة رسموا معروفة بکرید الجزیرة الکبیرة التی وسط البحرالابیض. ( سلک االدرر ج 1 ص 73 ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.

جمله سازی با رسمو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دم من هو زند اند رسموات که دارد اندر اینجا نفخهٔ ذات

💡 (...جدم رسول خدا به من چنين چيزى خبر داده بود كه من به عراق فرا خوانده مى شوم ودر محلى كه به آن عمورا و كربلا مى گويند فرود آمده و در همانجا به شهادت مى رسمو اينك وقت آن رسيده است و به گمان من فردا دشمن جنگ را با ما آغاز خواهد نمود).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران