کنبت

لغت نامه دهخدا

کنبت. [ کَم ْ ب َ / کِم ْ ب ِ ] ( اِ ) به معنی کبت است که زنبور عسل باشد و بزبان عربی نحل گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نحل و کبت و زنبور عسل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کبت شود.

فرهنگ فارسی

بمعنی کبت است که زنبور عسل باشد و بزبان عربی نحل گویند. نحل کبت و زنبور عسل

جمله سازی با کنبت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاصل من از هنر گوئی پس از مرگست چون از لقب طیار را حاصل ز کنبت بوالبشر

💡 فرعون به‌طور رسمی رئیس نظام قضایی بود و مسئولیت وضع قوانین، اجرای عدالت و حفظ نظم و قانون را برعهده داشت. مصریان باستان این مفهوم را ماعت می‌نامیدند. هیچ قانونی از مصر باستان باقی نمانده است، اما اسناد دادگاه نشان می‌دهد قانون مصر بر دیدگاهی عقلانی مبتنی بر حق و باطل بنا شده بود که بر رسیدن به توافق و حل و فصل منازعات به جای پایبندی دقیق به مجموعه‌ای پیچیده از قوانین تأکید داشت. مجالس محلی بزرگان، که در پادشاهی نوین به کنبت معروف بودند، در پرونده‌های کوچک و اختلافات جزئی قضاوت می‌کردند. پرونده‌های جدی‌تر شامل قتل، معاملات بزرگ زمین و غارت مقابر به کنبت کبیر ارجاع می‌شد که وزیر یا فرعون رئیس آن بودند. از شاکیان و متهمان انتظار می‌رفت خود را معرفی و سوگند یاد کنند که حقیقت را گفته‌اند. در برخی موارد، دولت نقش دادستان و قاضی را به عهده می‌گرفت و می‌توانست متهم را با ضرب و شتم شکنجه دهد تا اعتراف و نام هر گونه همدست احتمالی را بگیرد. فرقی نمی‌کرد اتهامات جزئی یا جدی باشد، کاتبان دادگاه شکایت، شهادت و حکم پرونده را برای آینده مستند می‌کردند.

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز