رسم کردن
مترادفها
ترسیم کردن، طراحی کردن، مرسوم کردن
متضادها
غیررسمی کردن
لغت نامه دهخدا
رسم کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نوشتن و رقم کردن. ( ناظم الاطباء ). نوشتن. ( یادداشت مؤلف ): بر او صد دینار رسم کردند؛ یعنی نوشتند. ( یادداشت مؤلف ). || نشان نمودن. || نقشه کشیدن. ( ناظم الاطباء ). ترسیم کردن. کشیدن. ( یادداشت مؤلف ). || نقش نمودن. ( ناظم الاطباء ). || رسم نهادن. معمول ساختن. ( یادداشت مؤلف ). متداول کردن. || ستودن. ( یادداشت مؤلف ).
جمله سازی با رسم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهطور معمول یک دایره بر روی زمین کشیده میشد که ساحر درون آن قرار میگرفت. این دایره او را از قدرتهای شیطانی احضار شده محافظت میکرد. معمولاً در مراسم از روغنهای خاص استفاده میشد. همچنین در بسیاری مراسم از چاقو، شمشیر یا تبر برای رسم کردن سیگیلهای خاص در هوا استفاده میکردند. بعضی احضارهای خاص نیازمند قربانی حیوان یا حتی انسان بودند.