لغت نامه دهخدا
رستم پاشا. [ رُ ت َ ] ( اِخ ) یکی از نخست وزیران نامی عصر سلطان سلیمان عثمان که بسال 968 هَ. ق. درگذشت. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و اعلام المنجد شود.
رستم پاشا. [ رُ ت َ ] ( اِخ ) یکی از نخست وزیران نامی عصر سلطان سلیمان عثمان که بسال 968 هَ. ق. درگذشت. رجوع به قاموس الاعلام ترکی و اعلام المنجد شود.
یکی از نخست وزیران نامی عصر سلطان سلیمان عثمان که بسال ۹۶۸ ق. در گذشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جهانگیر در غم مرگ برادرش، مصطفی، درگذشت. همسر مصطفی خودش را میکشد و مهمت، پسر مصطفی، بهدستور سلیمان کشته میشود و سلیمان به پایتخت برمیگردد. شخصی خود را بهدروغ مصطفی میخوانَد و بایزید مأمور دفع شورش میشود. احمد پاشا و سلیم، بایزید را متهم به خیانت کردند و سلیمان از او عصبانی شد، اما رستم پاشا مدرکی علیه احمد پاشا پیدا کرد و سلطان سلیمان را در جریان گذاشت. سلیمان احمد را اعدام کرد و رستم را وزیر اعظم کرد.
💡 برادر رستم پاشا پیدا میشود و رستم او را بهعنوان ناخدا منصوب میکند و سوکولو محمد پاشا (صوقللی) بهعنوان مشاور و امیر امیرانِ سلیمان منصوب میشود. او حامی سلیم بود. مجموعۀ تلویزیونی به سال ۱۵۵۳ میلادی میرود. مهرماه مُهر مصطفی را میدزدد و رستم با آن نامهای از زبان مصطفی، که مثلاً میخواهد خیانت کند، به شاه ایران میفرستد.