رزیز

لغت نامه دهخدا

رزیز. [ رَ ] ( ع اِ ) گیاهی که در رنگرزی بکار برند. ( ناظم الاطباء ). گیاهی است که به وی رنگ کنند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || رزیز رعد؛ صوت آن. ( از اقرب الموارد ) ( از متن اللغة ). آواز تندر. ( آنندراج ).
رزیز. [ رُ زَ ] ( اِخ ) ابوالبرکات مسلم بن برکات بن رزیز. استاد دمیاطی است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با رزیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن سیم می‌نماید وا رزیز در ترازو وین زهد می‌فروشد در آستینش تنین

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز