ذربه

لغت نامه دهخدا

( ذربة ) ذربة. [ ذِ ب َ ] ( ع اِ ) غُدّة. گره گوشت. سنگریزه مانندی که در گردن مردم یا ستور پیدا آید. || ( ص ) زن بدزبان. زن زبان دراز. بذیةاللسان و خیانتکار.( منتهی الارب ). بلندآواز. ( مهذب الاسماء ). ج، ذَرِب.
ذربة. [ ذَ ب َ ] ( اِخ ) آبی است بنوعقیل را به نجد. بروایت یاقوت از ابی زیاد.
ذربة. [ ذَ رِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث ذَرِب.

جمله سازی با ذربه

💡 و در تفسير قمى از امام صادق (عليه السلام ) آمده كه امام فرمود: خداى تعالى در عالم ذربه ايشان فرمود: (ءاقررتم و اخذتم على ذلكم اصرى ) و معناى (اصر) عهد است.(قالوا اقررنا) آنگاه خداى تعالى به ملائكه فرمود: (فاشهدوا) گواه باشيد.

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز