لغت نامه دهخدا
دیوخان. [ وْ ] ( اِ مرکب ) خانه دیو. || دیوخانه. خانه بس عظیم:
چه بندیم دل در جهان سال و ماه
که هم دیو خان است و هم غول راه.نظامی.|| مرحوم دهخدا این کلمه را معادل «دُلمِن » فرانسوی دانسته اند و آن بنای ماقبل تاریخ است که سنگ بزرگ و پهنی را بطور افقی بر روی دو سنگ دیگر چون سقفی قرار می دادند. رجوع به دلمن شود.