دویمین
مترادفها
دومین
متضادها
اول
لغت نامه دهخدا
دویمین. [ دُ ی ُ ] ( ص نسبی، اِ ) دویم. ( ناظم الاطباء ). رجوع به دومین و دویم و دوم شود.
فرهنگ فارسی
دویم.
جمله سازی با دویمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 می درد دست عزا جامه صبح دویمین شیعیان ماتم کیست
💡 ماتم فاطمه داغ حسن و سوک علی است قتل اکبر دویمین احمد مختار حسین
💡 مسافربن ابی عمر و دویمین صباح که نام بردم و گفتم چه کرد و در چه مکان