دورگ
مترادفها
دوگانه، مخلوط، ترکیبی
متضادها
یکدست، تکرنگ، خالص
لغت نامه دهخدا
دورگ. [ دُ رَ ] ( ص مرکب ) ذوجنبتین. ( لغات فرهنگستان ). دورگه. هجین. حیوان از دو جنس مختلف زاده. که پدر از نوعی و مادر از نوعی دیگر دارد: سگهای گرگی دورگند. این اسب یا خروس دورگ است؛ یعنی اسبی که مادر او عربی و پدرش ترکمانی است یا خروسی که مثلاً از مرغ لاری و خروس عادی است. ( از یادداشت مؤلف ). || توسعاً کودکی که از دو خانواده ناکفو یا دو نژاد مختلف تولد شده است: محمود غزنوی دورگ بود که پدر ترک و مادر سگزی داشت. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دورگه شود.
فرهنگ فارسی
ذوجنبتین. دو رگه.
دانشنامه عمومی
شهر دورگ ( به انگلیسی: Durg ) با جمعیت ۲۸۳٫۳۳۹ نفر در ایالت چتیسگر در کشور هند واقع شده است.
جمله سازی با دورگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دورگ اتابک یک روستا در ایران است که در شهرستان رستم واقع شدهاست. دورگ اتابک ۷۸ نفر جمعیت دارد.
💡 نتایج تلاقی نژادهای کلاسیک و پشمی لاما غیرقابل پیشبینی است. فرزندان حاصل ویژگیهای فیزیکی هر یک از والدین یا ترکیبی از ویژگیهای هر دو را نشان میدهند و بهطور دورهای یک لاما پرزدار تولید میکنند. نتایج بهطور فزایندهای غیرقابل پیشبینی میشوند که هر دو والدین دورگ باشند، با احتمال اینکه فرزندان ویژگیهای پدربزرگ و مادربزرگ را نشان دهند که در هیچیک از والدین آشکار نیست.
💡 حبیبآباد دورگ، روستایی از توابع بخش رستم شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
💡 با مرگ دورگون در در آخرین روز سال ۱۶۵۰، امپراتور شونژی شخصاً اداره کشور را بر عهده گرفت. او تلاش زیادی کرد که از نفوذ و قدرت اشراف منچو بکاهد. در دهه ۱۶۵۰، امپراتور شونژی سلطنت خود را با فعالیتهای بازماندگان سلسله سابق مینگ در خطر دید اما سرانجام در سال ۱۶۶۱ میلادی، ارتش چینگ موفق شد دودمان مینگ جنوبی را به طور کامل شکست دهد و آنان را نابود کند.