کلمه «دو بادام» یک کنایه ادبی است که به چشمها اشاره دارد. در ادبیات فارسی و فرهنگهای لغت، این عبارت برای توصیف زیبایی و درخشش چشمها به کار میرود. دو بادام نمادی از دلربایی و جذابیت نگاه است و غالباً در شعر و نثر کلاسیک برای تمجید از چهره معشوق یا فردی زیبا استفاده میشود. این اصطلاح بار احساسی و شاعرانه دارد و بیشتر برای تصویرسازی زیبا و شاعرانه چشمها کاربرد دارد. به زبان ساده، وقتی گفته میشود کسی «دو بادام» دارد، منظور این است که چشمانش کوچک، خوشتراش و جذاب هستند و نگاهش دلفریب است. این عبارت نشاندهنده توجه ادبیات فارسی به جزئیات زیباییشناسی و کنایههای لطیف در توصیف انسانها است. در کل، «دو بادام» نشانه زیبایی چشم و قدرت جذب نگاه در زبان و ادبیات فارسی است.
دو بادام
لغت نامه دهخدا
دو بادام. [ دُ ] ( اِ مرکب ) کنایه است از دو چشم. ( از انجمن آرا ) ( آنندراج ):
چو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان را
بدین نالان کند دل را بدان رنجان کند جان را
من از مژگان بیارایم به مروارید مرجان رخ
چو از سی و سه مروارید بردارد دو مرجان را.قطران تبریزی ( از انجمن آرا ).
فرهنگ فارسی
کنایه است از دو چشم.
جمله سازی با دو بادام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ماتم این شه همه بر چهر منوّر کردند روان لؤلؤ لالا ز دو بادام
💡 چو سُرخ دید دو بادام من ز خون جگر گشود لب به سخن آن نگار پسته دهان
💡 بستد ز من آن پسته دهن دل به دو بادام از پسته و بادام که سازد به از او دام
💡 بگفت این و از هر دو بادام مست به پیکان همی سفت دُر بر جمست
💡 صبا از شاخ بادام اندرین فصل گل افشاند سحرگاه از دو بادام