لغت نامه دهخدا
دهندگی. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( حامص ) دهش و عطیه و موهبت و سخاوت و کرم و بذل. ( ناظم الاطباء ).
دهندگی. [ دَ هََ دَ / دِ ] ( حامص ) دهش و عطیه و موهبت و سخاوت و کرم و بذل. ( ناظم الاطباء ).
دهش و عطیه و موهبت و سخاوت و کرم و بذل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پتاسیم بیکربنات معمولاً در آبهای معدنی نیز جهت طعم دهندگی استفاده میشود.
💡 میزان دهندگی یک مولکول دهندهٔ الکترون را میتوان با انرژی یونش آن بدست آورد؛ انرژی یونش عبارت است از انرژی مورد نیاز برای برداشتن یک الکترون از بالاترین سطح انرژی اوربیتال مولکولی.
💡 نظر به اینکه هدف اساسی یک تحلیل رگرسیون، توضیح تا حد امکان تغییرات متغیر وابسته به وسیلهٔ متغیرهای توضیحی لحاظ شده در مدل است؛ لذا یک مدل، زمانی به عنوان یک مدل خوب در نظر گرفته میشود که قدرت توضیح دهندگی آن، که توسط ضریب تعیین
💡 شیوه ابداعی غریبپور در بازی دهندگی عروسک ها تحت عنوان سیستم "بایو فیدبک و نورو فیدبک" توضیح داده می شود.
💡 در این مورد اطلاعات بسیار کمی وجود دارد. اما دو نوع روحانی در مراسمهای مخصوص این خدا شرکت داشتهاند. یکی از این دو نوع روحانی، مقام شفا دهندگی و دیگری در مقام تفسیر رؤیا و توانایی برای کنترل آب و هوا را در این مراسم شرکت داشتهاند.
💡 اجزا آکورد در مراحل مختلفی مورد توجه قرار میگیرند. یک آکورد دارای عوامل بسیاری در صدا دهندگی است. ممکن است بعضی از صداها در اکتاو دوبله شوند یا حذف شوند اما آکوردها همیشه دارای سه جز هستند.