لغت نامه دهخدا
دهلان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. واقع در 8هزارگزی سراسکند. آب آن از چشمه و رود تأمین می شود.سکنه آن 482 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهلان. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. واقع در 8هزارگزی سراسکند. آب آن از چشمه و رود تأمین می شود.سکنه آن 482 تن. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
دهلان (هشترود). دهلان روستایی در دهستان کوهسار بخش مرکزی شهرستان هشترود استان آذربایجان شرقی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۱۴۲ نفر ( ۴۲خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهلان روستایی در دهستان سرکور بخش مرکزی شهرستان سرباز استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 بشارمی مورچا بنگلور، که همزمان با رویدادهای مشابه در سنگاپور، کوالالامپور و هنگ کنگ در ۴ دسامبر ۲۰۱۱ هماهنگ شده بود، پس از دریافت اعتراض توسط پلیس لغو شد. یک سخنگوی پلیس گفت که گروههای مخالف بشارمی مورچا "تهدید به برگزاری "اعتراض خشونت آمیز" کردهاند. دهلان مولی، یکی از برگزارکنندگان، گزارش داد که به او گفته شده بود که این رویداد «بخشی از فرهنگ هند نیست». مولی همچنین گفت: نایب رئیس یک تشکل زنان با من تماس گرفت و گفت که اگر زنانی با لباسهای کم پوش در حین راهپیمایی هرزهها دیده شوند با جارو آنها را کتک میزنند.