لغت نامه دهخدا
ده چوب. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است [ در کیماک ] بر کران آب نهاده و آبادان و اندر وی به تابستان مردم بسیار باشند. ( حدود العالم ).
ده چوب. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است [ در کیماک ] بر کران آب نهاده و آبادان و اندر وی به تابستان مردم بسیار باشند. ( حدود العالم ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در میانه بیدلی ده چوب خورد بیگناهی که برو از راه برد