دنیا دیده
مترادفها
با تجربه، جهاندیده، کارکشته
متضادها
بیتجربه، تازهکار، ناآشنا
لغت نامه دهخدا
دنیادیده. [ دُن ْ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مجرب. آزموده. سرد و گرم روزگار چشیده. ( یادداشت مؤلف ).
- دنیاندیده؛ بی تجربه. مقابل دنیادیده. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
مجرب. آزموده.
جمله سازی با دنیا دیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظر پوشیدن از آفاق باشد عین بینایی اگر انصاف داری، چشم دنیا دیده ای دارم
💡 دور بینان پیش پای خویش نتوانند دید نیست مرد آخرت در کار دنیا دیده ور
💡 جرم چشم عیببین خویشتن دانستهام هر قدر ناخوش که از ابنای دنیا دیدهام
💡 اعتقاد به منجی و آخرالزمان در فرهنگ بسیاری از ادیان بزرگ دنیا دیده میشود و دربارهٔ آن پیشگوییهایی نیز کردهاند.
💡 گاهگاه از دیده عبرت با دنیا دیدهام کی به این هنگامه از بهر تماشا دیدهام