تاریک شده
مترادفها
سیاه شده، تیره شده
متضادها
روشن شده
لغت نامه دهخدا
تاریک شده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تیره شده. تارشده. رجوع به تاریک شدن شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) تیره شده تار شده.
تیره شده تار شده.
جمله سازی با تاریک شده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از پریشان نفسیهای تو تاریک شده است ورنه آیینه دل را بصفا ساخته اند
💡 ساعت حدود ۱۹ بود و هوا نیز تاریک شده بود. تماشاچیها در حال ترک استادیوم بودند که با صدای آژیر و چراغ پلیس متوجه ورود جان استیون آکواری به استادیوم شدند. تماشاچیهای باقیمانده در استادیوم اکنون تا جایی که میتوانستند در حال تشویق استیون بودند. وی پس از ۳ ساعت و ۲۵ دقیقه و ۲۷ ثانیه از زمان آغاز مسابقه از خط پایان گذشت.
💡 تاریک شده جهان روشن در چشم عدوت میل در میل
💡 گروهی از سازمانهای خیریه در تحلیل اوضاع کنونی سوریه با بررسی تصاویر ماهوارهای، به این نتیجه رسیدهاند که ۸۳٪ از چراغهایی که از فضا در سراسر کشور سوریه قابل مشاهده بود، اکنون تاریک شده و دیده نمیشود.
💡 آسمان در ساعات پایانی روز به تدریج تاریک شده و ستارهها یکی پس از دیگری در پهنه وسیع آسمان شب نمایان میشوند.
💡 پس از گذشت مدتی از تابلوهای تبلیغاتی قدیمی، رنگ آنها به دلیل تابش مستقیم نور خورشید بسیار کمرنگ و تاریک شده است.
💡 اتاق مطالعه با پردههای ضخیم پوشانده شده بود، اما با باز شدن پنجره، فضای داخلی دوباره روشن شد و دیگر تاریک شده نبود.