دندن

لغت نامه دهخدا

دندن. [ دِ دِ ] ( ع اِ ) علف سیاه خشک شده یا درخت سیاه خشک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). گیاه دیرینه. ( مهذب الاسماء ). || بیخ صلیان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دندن. [ دَ دَ ] ( ع اِ ) سخن به آواز خفی که مفهوم نشود. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به دندنة شود.

فرهنگ فارسی

سخن به آواز خفی که مفهوم نشود.

دانشنامه عمومی

دندن ( انگلیسی: Denden؛ زادهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۵۰ ) یک هنرپیشه اهل ژاپن است.
از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می توان به اورکا، مثل یک عاشق، اوزوماکی اشاره کرد.

جمله سازی با دندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرا فرسوده ما را دند و دندان اگر دند است، بوقلمون و دندن

💡 غضبت خواست که دندن کواکب شکند فلک آمد به شفاعت ز سر آن برخاست

💡 هر کجا بیدل ز لعل آبدارش دم زدیم حرف‌گوهر خجلت دندن بی‌مسواک بود

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
متریال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز